در یکی از محلههای شلوغ تهران، “امیر” جوانی خوشذوق و خندهرو زندگی میکرد. او همیشه به دنبال این بود که شادیهای کوچک را در دل روزمرگیهای زندگی پیدا کند. اما در ماههای اخیر، تورم شدید قیمت دلار و سکه کاری کرده بود که حتی خرید یک هندوانه هم برایش شبیه به چالش بزرگ باشد.
یک روز که امیر در کنار دوستانش در کافهای نشسته بود، بحث به قیمتها کشیده شد. سامان، یکی از دوستانش، آهی کشید و گفت: “داداش، دیگه هیچ چیزی نمیتونیم بخریم. هر روز قیمتها بالا میره. همین دیروز رفتم گوشت بخرم، انگار طلا میفروختن!”
امیر که همیشه نگاهی مثبت به زندگی داشت، با خنده گفت: “باشه، قبول! گوشت گرونه، ولی بهجاش میشه یه کاری کرد که همه خوشحال باشن. میخواین یک شب همگی بریم خونه من، باربیکیو بزنیم؟”
دوستانش به او نگاهی عجیب انداختند. سامان پوزخندی زد: “باربیکیو؟ داداش تو خبر نداری گوشت کیلویی چنده؟ تازه، باربیکیو خریدن خودش یه سرمایه زیاد میخواد!”
امیر لبخندی زد و گفت: “آره، قیمتها بالاست، ولی خوشبختانه باربیکیو فقط واسه گوشت نیست! تازه، یه باربیکیو میخرم که تا سالها کنارمون باشه. میدونم چیکار کنم.”
شروع چالش باربیکیو با بودجه کم
چند روز بعد، امیر به بازار رفت. با جیب نهچندان پر و کلی تحقیق، یک باربیکیو کوچک و میزدار پیدا کرد که قیمتش برایش معقول بود. وقتی فروشنده قیمت را اعلام کرد، امیر گفت: “داداش، مگه همین الان قیمت دلار رفت بالا، یه تخفیف بده قبل از اینکه تو هم گرونش کنی!”
فروشنده خندید و باربیکیو را به او با قیمت مناسبی فروخت. امیر خوشحال به خانه برگشت و شروع به برنامهریزی کرد.
برای بازدید انواع باربیکیو اینجا کلیک کنید
یک مهمانی متفاوت
در اولین آخر هفته، امیر همه دوستانش را دعوت کرد. اما بهجای گوشتهای گرانقیمت، از چیزهایی استفاده کرد که هم سالمتر بود و هم ارزانتر: سیخهای سبزیجات گریلشده با سس خانگی، قارچهای پر از پنیر، و حتی نانهای گریلشده با روغن زیتون و ادویه.
وقتی دوستانش آمدند و باربیکیو را دیدند، سامان خندید و گفت: “اینو خریدی؟ میگم نکنه همینم گرون بشه، الان دو برابرش بفروشیم!”
اما وقتی بوی غذاها بلند شد و همه دور هم نشستند، فضای مهمانی تغییر کرد. همه میخندیدند، از طعم غذاها تعریف میکردند و از این که چطور امیر با حداقل هزینه توانسته بود چنین مهمانیای راه بیندازد، شگفتزده بودند.
لذت در روزهای سخت
امیر در آن شب به دوستانش گفت: “ببینید، قبول دارم که تورم همه چیز رو سخت کرده. ولی یه چیزی رو نباید فراموش کنیم: شادی رو نمیشه خرید، اما میشه ساخت. این باربیکیو رو با سختی خریدم تا یادمون بمونه که حتی تو سختترین روزها، دور هم بودن و لذت بردن از چیزهای ساده، بزرگترین دارایی ماست.”
سامان که مشغول خوردن سیخ سبزیجات بود، با خنده گفت: “داداش، باید یه کتاب بنویسی با عنوان: چطور توی تورم باربیکیو بزنیم!”
همه زدند زیر خنده.
نتیجه داستان
باربیکیوی امیر، بهانهای شد برای این که دوستانش هر هفته دور هم جمع شوند. او یادشان داد که حتی در روزهای تورم و سختی، میتوان از لحظهها لذت برد و شادی را ساخت. و شاید، همین باربیکیو کوچک یادآوری بود که گرانی نمیتواند جلوی دلهای شاد را بگیرد.
امین باربیکیو با دانستن شرایط اقتصادی درهم این روزها، در تلاش است تا باربیکیوهای تولیدیاش را با کیفیت و قیمت مناسب عرضه کند. باربیکیوهای امین باربیکیو را به شادمانی مهمانیهایتان اضافه نمایید. خرید باربیکیو از ما شادیآور زندگی شماست.



